الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

381

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )

حفظ مرزى را به او بسپارند و نه كار مهمى به وسيلهء او اجرا شود ، نه قدر او را بالا ببرند ، نه در حفظ امانت شريكش سازند و نه در جمع‌آورى حقوق بيت‌المال به او اعتماد كنند » ؛ ( وَمَنْ كَانَ بِصِفَتِكَ فَلَيْسَ بِأَهْلٍ أَنْ يُسَدَّ بِهِ ثَغْرٌ « 1 » ، أَوْ يُنْفَذَ بِهِ أَمْرٌ ، أَوْ يُعْلَى لَهُ قَدْرٌ ، أَوْ يُشْرَكَ فِي أَمَانَةٍ ، أَوْ يُؤْمَنَ عَلَى جِبَايَةٍ « 2 » ) . اين امور پنجگانه از وظايف مهم واليان و فرمانداران مناطق مختلف اسلام است : حفظ كردن مرزها ، انجام كارهاى مهم ، سپاس از كارهاى مهم او ، سپردن امانات و جمع‌آورى اموال بيت‌المال . كسى كه خائن و عياش و هواپرست باشد شايسته هيچ يك از اين امور نيست و هرگز نمىتوان بر او اعتماد كرد . امام عليه السلام در پايان ، دستور عزل او را صادر كرده مىفرمايد : « به محض رسيدن اين نامه به سوى من حركت كن ! إن‌شاءاللَّه » ؛ ( فَأَقْبِلْ إِلَيَّ حِينَ يَصِلُ إِلَيْكَ كِتَابِي هَذَا ، إِنْ شَاءَ اللَّهُ ) . تعبير به « حِينَ يَصِلُ إِلَيْكَ كِتَابِي هَذَا » تأكيد بر فوريت عزل او و كناره‌گيرىاش از اين مقام والاست . * * * مرحوم سيّد رضى در پايان اين جمله را نيز اضافه مىكند و مىگويد : « منذر بن جارود همان كسى است كه اميرمؤمنان على عليه السلام درباره‌اش فرمود : او آدم متكبرى است ؛ پيوسته ( از روى تكبر ) به اين طرف و آن طرف قامت خود مىنگرد و در لباس گران‌قيمتى كه پوشيده همچون متكبران گام بر مىدارد و مراقب است حتى بر كفشش گرد و غبار ننشيند ! » ؛ ( قالَ الرَّضي : وَالْمُنْذِرُ بْنُ الْجارُود هذا هُوَ الَّذي قالَ فيهِ أميرُالمؤمنين عليه السلام : إنّهُ لَنظّارٌ في عِطْفَيْهِ « 3 » ،

--> ( 1 ) . « الثغر » در اينجا به معناى مرز و در اصل به معناى هرگونه شكاف است ( 2 ) . « جِباية » به مانند جمع‌آورى زكات و اموال بيت‌المال و مانند آن است و در اصل از « جِباوة » بر وزن « عداوة » به معناى جمع‌آورى كردن گرفته شده است . در بعضى از نسخ نهج‌البلاغه به جاى « جِباية » « خيانة » آمده كه معناى درستى براى آن تصور نمىشود ( 3 ) . « عِطْفَيْهِ » تثنيهء « عِطف » بر وزن « كبر » به معناى پهلو و جانب است و كسى كه پيوسته به اين طرف و آن‌طرف خود نگاه مىكند معمولًا از خودراضى و متكبر است